ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا

از آسمان آمد ندا کای ماهرویان الصلا

ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامنکشان

بگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما

آمد شراب آتشین ای دیو غم کنجی نشین

ای جان مرگ اندیش رو ای ساقی باقی درآ

«ای هفت گردون مست تو ما مهره‌یی در دست تو

ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا»

ای مطرب شیرین نفس هر لحظه می‌جنبان جرس

ای عیش زین نه بر فرس بر جان ما زن ای صبا

(غزلیات شمس: غزل 34)